برج ايفل يكي از نمادهاي كشور فرانسه، در خيابان شام دومارس پاريس واقع شده و ارتفاعي معادل 324 متر دارد. اين برج كه به خاطر سازندهاش (مهندس گوستاو ايفل) به اين نام شهرت يافته، به عنوان بخشي از منظره شهري در حاشيه رود سن از سال 1991 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است.
افتتاح برج
برج ايفل در 31 مارس سال 1889 به مناسبت جشن صدمين سالگرد انقلاب فرانسه افتتاح شد. اين بنا صرفا به همين دليل ساخته شده بود. پرنس «والز» و پادشاه ادوارد انگليسي براي اولين بار اين بناي تاريخي را افتتاح كردند. از ميان هفتصد طرح پيشنهادي ارائه شده از سوي طراحان متفاوت، طرح «گوستاو ايفل» با توجه به دارا بودن اكثريت آراء، مورد قبول واقع شد، اگرچه اين طرح در ابتدا با موافقت همگان همراه نبود و گيدو ماپاسان (نويسنده)، اميل زولا (نويسنده) و چارز گارنيز (معمار اپراي گارنيز) مخالفان اصلي آن بودند.
ماجراي ساخت برج در سال 1884 و هنگامي آغاز شد كه اميل نوگوييه و موريس كوچلن، دو مهندس اصلي كارخانه گوستاو ايفل تصميم ميگيرند يك برج سيصدمتري بسازند. آنها معماري به نام استفان سووستر را خبر ميكنند تا درباره پروژه با او مشورت كنند..
شروع ساخت پروژه
پروژه ايفل واكنشهاي متفاوتي برانگيخت. در چهاردهم فوريه 1887، سيصد تن از هنرمندان نامه اعتراضآميزي براي آلفاند، مدير اجرايي پروژه ايفل مينويسند كه در ميان آنها چهرههايي چون گاي دوموپاسان، شارل گرينه و فرانسوا كوپه نيز ديده ميشود. اين هنرمندان در عريضه خود به نام فرانسه، تاريخ و هنرش، ساختن برج بيمصرف و هيولاگونه ايفل را محكوم ميكنند اما كساني چون روسو و شاگال، ايفل را ميستايند و در سال 1960 نيز رولان بارت در تحقيقات جامع و كامل خود در باب نشانهشناسي، اين برج را مورد مطالعه قرار ميدهد.
با وجود تمام واكنشهاي مثبت و منفي، ساخت برج ايفل آغاز ميشود و دو سال و دو ماه و پنج روز به طول ميانجامد و در نمايشگاه جهاني سال 1889 حضور مييابد.
خالق اين بنا، گوستاو ايفل است كه بيشترين شهرتش را مديون ساخت سازههاي بلند آهني و مقاوم در برابر باد چون «مجسمه آزادي»، «پل دره گذر گارابيت» و «نيوگاتي پو» (لهستان 1879) است.
اجزاي برج ايفل
در ساخت برج ايفل بيش از هجده هزار قطعه آهني و دو ميليون و پانصد هزار ميخ پرچ به كار رفته و پنجاه مهندس و 132 كارگر روي آن كار كردهاند. اين مهندسان تدابير بسياري انديشيدهاند تا نحوه خم كردن اين ميلههاي عمودي را بيابند و آن را به ارتفاع 324 مترياش برسانند به طوري كه در برابر هيچ بادي نلرزد.
ايفل از زمان ساختش تا امروز، هجده بار رنگ شده يعني تقريبا هر هفت سال يك بار رنگ خورده است. نقاشي اين بنا به زعم سازندهاش تمهيدي است براي حفظ ساختار آهنياش، پس رنگ آن تاكنون بارها تغيير كرده است. در ابتدا به رنگ قهوهاي – قرمز بود، سپس زرد مايل به سرخ و رنگهاي ديگر بود و حالا به رنگ برنز است. در رنگآميزي برج، طيفهاي متفاوتي آزموده شده تا همهچيز به چشم بينندهاي كه از دور بنا را ميبيند، يكپارچه بيايد. نقاشان زماني نزديك به يك سال را در پاي اين برج گذراندهاند و شصت رنگ را آزمودهاند تا به رنگ دلخواهشان رسيدهاند. آخرين باري كه ايفل رنگ شد، سال 2001 بود كه كار نقاشي، نوامبر همان سال آغاز و ژوئن 2003 تمام شد.
برج ايفل داراي سه طبقه يا به عبارتي سه صحن متفاوت است. در طبقه اول برج ايفل نمايشگاهي از عكسهاي گوناگون از دوران گذشته وجود دارد كه ما را به سالهاي 1900 ميبرد؛ پيراهنهاي بلند زنان، چترهايي كه در دست ميگرفتند و كلاههاي گوناگوني كه نجيبزادگان آن زمان بر سر مينهادند تصاويري از سالهاي گذشته را در ذهن مجسم ميكنند. رستورانهاي متعددي در طبقه اول واقع شده كه مهمترين آنها رستوران روسهاست كه داراي جوي كاملا روسي است و تصويري زنده از مسكو را در ذهن شكل ميدهد. سالن تئاتر آلتيتود كه صحنه نمايش تئاترهاي شاخص و قابل تحسين فراواني بوده، نيز در همين طبقه واقع شده است. توريستها علاقه زيادي به تماشاي پاريس از بالاترين نقطه برج نشان ميدهند و تنها دليل، آن است كه منظره بسيار شگرف و زيبايي را در مقابل چشمانشان به نمايش ميگذارد.
لابراتوار علمي – تحقيقي
گوستاو ايفل در سال 1889 برج ايفل را تبديل به يك لابراتوار علمي – تحقيقي كرد و وسايل بسياري در آنجا نصب كرد كه از جمله آنها ميتوان به فشارسنج و برقگير اشاره كرد. ايفل در پيشرفت اين موزه علمي نقش بسزايي ايفا كرده است: هواشناسي (دستگاههاي مختلفي در برج بودند كه تغييرات جوي را ثبت ميكردند)، راديو، تلگراف و آيروديناميك.
در سال 1906 نيز در برج، يك ايستگاه راديويي راهاندازي شد كه قطعا در پيشرفت علم امواج راديويي گام جديدي محسوب ميشد و گوستاو ايفل نيز آنقدر عمر كرد تا بالاخره در سال 1921 اولين پخش برنامه راديويي كه از برج او مخابره ميشد را بشنود.
علاوه بر اينها در طبقه سوم برج نيز موسساتي براي مطالعه نجوم و روانشناسي تاسيس شده بود و برج ايفل كه تنها بيست سال از ساخت آن ميگذشت، تبديل به مكاني علمي – فرهنگي – تفريحي شد.
اتفاقات جالب
از اتفاقات جالبي كه در برج ايفل افتاده، ميتوان به بازديد آدولف هيتلر از آن اشاره كرد. در جريان اشغال فرانسه در سال 1940، هيتلر تصميم گرفت تا نوك برج برود و از آنجا به كل پاريس نگاه كند اما فرانسويهاي آزاديخواه، كابلهاي آسانسور را قطع كردند و هيتلر مجبور شد تمام 1792 پله برج را پياده بالا برود. در زمان سقوط نازيها نيز هيتلر از يكي از ژنرالهايش خواست برج ايفل را تخريب كند اما ژنرال فون شولتيتز كه پاريس و بناهايش را بسيار دوست داشت، از جان خود گذشت تا ايفل را زنده نگه دارد.
نكات برجسته برج
برج ايفل از معدود بناهاي فرانسوي است كه بدون هيچ كمكي از دولت اداره ميشود و درآمد خوبي هم دارد كه در سال 2003 بيش از 51 ميليون يورو بود. نمايشگاهي كه در برج ايفل برگزار ميشود نيز بسيار اشتغالزاست، 250 نفر حقوقبگير ثابت (ميزبانان، تكنسينها و مسئولان بخش اداري) و 250 نفر ديگر به صورت متفرقه كسب درآمد ميكنند مانند (رستوراندارها و فروشندگان بوتيكها)، پليس، كاركنان پست و... در كل، ايفل يك منبع مالي ارزشمند براي فرانسه به شمار ميشود.
برج ايفل از جذابيت بسيار بالايي برخوردار است. علاوه بر جذابيتي كه خود برج داراست، پاركهاي اطراف آن نيز شگفتانگيزند؛ پاركهاي بزرگي كه در هر فصل زيباتر از فصل پيش هستند. تعداد حيرتانگيز توريستها يا پاريسيها كه در پاي اين برج جمع ميشوند، مويد اين نكته است.. برج ايفل در شهر پاريس يكي از چشمنوازترين ديدنيهاي فرانسه و به عبارتي دنياست.
اگر ساليانه شش ميليون نفر هم از برج ايفل ديدن كنند، بازهم تعداد كساني كه چشم به آن دوختهاند اما هرگز موفق به بالا رفتن از پلههاي آن نيستند، زيادتر است و چه بسيار افرادي كه آن را به خوبي ميشناسند اما همچنان آرزوي ديدنش را در سر ميپرورانند..
نگاهي كوتاه به زندگي گوستاو ايفل
در سال 1832 در ديجون متولد و در سال 1855 از دانشكده هنرهاي صنعتي فارغالتحصيل شد. ايفل قابليت و توانايي ويژه خود را در ساختن بناهاي بسيار زيادي نشان داد از جمله ميتوان به دو نمونه برجسته «پورت ويادوكت» در رودخانه «دورو» سال 1876 و نيز «گارابيت ويادوكت» سال 1884 اشاره كرد.
او با ساخت برج ايفل به اوج شهرت خود رسيد و سرانجام در 27 دسامبر 1923 ديده از جهان فروبست.